انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
palate
مذاق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مذاق
- ذائقه
- کام
معنی و کاربرد
مذاق
noun — اسمEnglish meaningA person's sense of taste or their liking for something.
توصیف سلیقه
This music suits my palate.
این موسیقی با مذاق من سازگار است.
The dish pleased every palate.
این غذا هر ذائقهای را خوش آمد.
هممعنیها (انگلیسی)
- taste
- liking
ترکیبهای رایج
- acquire a taste
واژههای مرتبط
- taste
- flavor