انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
pale
رنگپریده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رنگپریده
- پریدهرنگ
- بیرنگ
معنی و کاربرد
رنگپریده
adjective — صفتEnglish meaningHaving a pale or washed-out complexion; lacking color.
رنگورو پریده
He looked pale after the news.
بعد از آن خبر رنگپریده به نظر میرسید.
Her face was pale with fear.
صورتش از ترس رنگپریده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- pale
- pallid
- ashen
متضادها (انگلیسی)
- rosy
ترکیبهای رایج
- pale face
واژههای مرتبط
- pallor