انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
palpitation
تپش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تپش
- طپش
- ضربان
معنی و کاربرد
تپش
noun — اسمEnglish meaningA noticeably rapid, strong, or irregular heartbeat.
ضربان قلب
He felt a palpitation in his chest.
در سینهاش تپشی احساس کرد.
Palpitations can be caused by stress.
تپش قلب میتواند از استرس باشد.
شکلهای واژه
- plural
- palpitations
هممعنیها (انگلیسی)
- throb
- pounding
- beating
ترکیبهای رایج
- heart palpitations
واژههای مرتبط
- palpitate