پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

part

قسمت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • قسمت
  • بخش
  • جزء

معنی و کاربرد

  1. قسمت

    noun — اسم
    English meaning

    A piece or portion of a whole.

    بخشی از یک کل

    • This is the best part of the movie.

      این بهترین قسمت فیلم است.

    • He ate only part of his meal.

      او فقط بخشی از غذایش را خورد.

  2. سرنوشت

    noun — اسم
    English meaning

    Fate or destiny.

    سرنوشت و تقدیر

    • It was just his part to suffer.

      این فقط سرنوشت او بود که رنج بکشد.

    • He accepted his part without complaint.

      او سرنوشتش را بدون شکایت پذیرفت.

شکل‌های واژه

plural
parts

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • portion
  • section
  • piece

متضادها (انگلیسی)

  • whole

ترکیب‌های رایج

  • part of
  • a big part
  • take part

یادداشت کاربرد

قسمت هم به معنای بخش و هم به معنای سرنوشت به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط