انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
part
قسمت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قسمت
- بخش
- جزء
معنی و کاربرد
قسمت
noun — اسمEnglish meaningA piece or portion of a whole.
بخشی از یک کل
This is the best part of the movie.
این بهترین قسمت فیلم است.
He ate only part of his meal.
او فقط بخشی از غذایش را خورد.
سرنوشت
noun — اسمEnglish meaningFate or destiny.
سرنوشت و تقدیر
It was just his part to suffer.
این فقط سرنوشت او بود که رنج بکشد.
He accepted his part without complaint.
او سرنوشتش را بدون شکایت پذیرفت.
شکلهای واژه
- plural
- parts
هممعنیها (انگلیسی)
- portion
- section
- piece
متضادها (انگلیسی)
- whole
ترکیبهای رایج
- part of
- a big part
- take part
یادداشت کاربرد
قسمت هم به معنای بخش و هم به معنای سرنوشت به کار میرود.