انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
partisanship
جانبداری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جانبداری
- طرفداری
- تعصب
معنی و کاربرد
جانبداری
noun — اسمEnglish meaningPrejudice in favor of a particular cause; bias or one-sided support.
حمایت یکطرفه و جهتدار
The judge was accused of partisanship.
قاضی به جانبداری متهم شد.
Partisanship undermines justice.
جانبداری عدالت را تضعیف میکند.
شکلهای واژه
- verb
- جانبداری کردن
هممعنیها (انگلیسی)
- bias
- partiality
متضادها (انگلیسی)
- impartiality
- neutrality
ترکیبهای رایج
- political partisanship
- accuse of partisanship
یادداشت کاربرد
جانبداری به طرفداری جهتدار و بدون انصاف گفته میشود.
واژههای مرتبط
- bias