پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

partisanship

جانبداری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جانبداری
  • طرفداری
  • تعصب

معنی و کاربرد

  1. جانبداری

    noun — اسم
    English meaning

    Prejudice in favor of a particular cause; bias or one-sided support.

    حمایت یک‌طرفه و جهت‌دار

    • The judge was accused of partisanship.

      قاضی به جانبداری متهم شد.

    • Partisanship undermines justice.

      جانبداری عدالت را تضعیف می‌کند.

شکل‌های واژه

verb
جانبداری کردن

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bias
  • partiality

متضادها (انگلیسی)

  • impartiality
  • neutrality

ترکیب‌های رایج

  • political partisanship
  • accuse of partisanship

یادداشت کاربرد

جانبداری به طرفداری جهت‌دار و بدون انصاف گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط

  • bias