انگلیسیبه فارسیverb — فعل
pass
گذشتن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گذشتن
- عبور کردن
- رد شدن
معنی و کاربرد
گذشتن
verb — فعلEnglish meaningTo move past or beyond something.
عبور کردن از کنار یا میان چیزی
We passed the old school on the way.
در راه از کنار مدرسهٔ قدیمی گذشتیم.
The train passed through the tunnel.
قطار از تونل گذشت.
سپری شدن
verb — فعلEnglish meaningOf time, to go by or elapse.
گذر زمان
Three years have passed since then.
از آن زمان سه سال گذشته است.
The summer passed quickly.
تابستان بهسرعت گذشت.
شکلهای واژه
- past tense
- passed
- past participle
- passed
- present participle
- passing
هممعنیها (انگلیسی)
- go by
- overtake
- elapse
متضادها (انگلیسی)
- stop
- halt
ترکیبهای رایج
- pass by
- pass away
- pass through
یادداشت کاربرد
گذشتن هم به معنای عبور کردن و هم سپری شدن زمان است.