پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

pass

گذشتن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گذشتن
  • عبور کردن
  • رد شدن

معنی و کاربرد

  1. گذشتن

    verb — فعل
    English meaning

    To move past or beyond something.

    عبور کردن از کنار یا میان چیزی

    • We passed the old school on the way.

      در راه از کنار مدرسهٔ قدیمی گذشتیم.

    • The train passed through the tunnel.

      قطار از تونل گذشت.

  2. سپری شدن

    verb — فعل
    English meaning

    Of time, to go by or elapse.

    گذر زمان

    • Three years have passed since then.

      از آن زمان سه سال گذشته است.

    • The summer passed quickly.

      تابستان به‌سرعت گذشت.

شکل‌های واژه

past tense
passed
past participle
passed
present participle
passing

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • go by
  • overtake
  • elapse

متضادها (انگلیسی)

  • stop
  • halt

ترکیب‌های رایج

  • pass by
  • pass away
  • pass through

یادداشت کاربرد

گذشتن هم به معنای عبور کردن و هم سپری شدن زمان است.

واژه‌های مرتبط