انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
pass
عقبه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عقبه
- گردنه
- گذرگاه کوهستانی
معنی و کاربرد
عقبه
noun — اسمEnglish meaningA narrow route through a mountain range; a mountain pass.
راه باریک در کوه
The army crossed the mountain pass.
سپاه از عقبهٔ کوه گذشت.
The pass was blocked by snow.
عقبه با برف بسته شده بود.
گلوگاه
noun — اسمEnglish meaningA difficult point or bottleneck that slows progress.
مانع و گلوگاه در راه پیشرفت
Traffic is a real pass in this city.
ترافیک در این شهر عقبهای واقعی است.
We must overcome every pass.
باید از هر عقبهای بگذریم.
شکلهای واژه
- plural
- passes
هممعنیها (انگلیسی)
- pass
- gap
- gorge
ترکیبهای رایج
- mountain pass
- cross a pass
یادداشت کاربرد
عقبه در معنای کهن گردنه و راه کوهستانی است و امروزه به گلوگاه و مشکل نیز گفته میشود.