پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

pass

عقبه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • عقبه
  • گردنه
  • گذرگاه کوهستانی

معنی و کاربرد

  1. عقبه

    noun — اسم
    English meaning

    A narrow route through a mountain range; a mountain pass.

    راه باریک در کوه

    • The army crossed the mountain pass.

      سپاه از عقبهٔ کوه گذشت.

    • The pass was blocked by snow.

      عقبه با برف بسته شده بود.

  2. گلوگاه

    noun — اسم
    English meaning

    A difficult point or bottleneck that slows progress.

    مانع و گلوگاه در راه پیشرفت

    • Traffic is a real pass in this city.

      ترافیک در این شهر عقبه‌ای واقعی است.

    • We must overcome every pass.

      باید از هر عقبه‌ای بگذریم.

شکل‌های واژه

plural
passes

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pass
  • gap
  • gorge

ترکیب‌های رایج

  • mountain pass
  • cross a pass

یادداشت کاربرد

عقبه در معنای کهن گردنه و راه کوهستانی است و امروزه به گلوگاه و مشکل نیز گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط