پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

pension

مستمری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مستمری
  • حقوق بازنشستگی
  • مقرری

معنی و کاربرد

  1. مستمری

    noun — اسم
    English meaning

    A regular payment made to a retired person.

    در امور بازنشستگی

    • He lives on a small pension.

      او با مستمری اندکی زندگی می‌کند.

    • The government increased the pension this year.

      دولت امسال مستمری را افزایش داد.

  2. مستمری

    noun — اسم
    English meaning

    A regular allowance paid for support over a period.

    در معنای مقرری دوره‌ای

    • She receives a monthly pension from the charity.

      او ماهانه مستمری‌ای از خیریه دریافت می‌کند.

    • The widow was granted a pension.

      به آن بیوه مستمری تعلق گرفت.

شکل‌های واژه

plural
pensions

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • allowance
  • annuity
  • stipend

ترکیب‌های رایج

  • retirement pension
  • monthly pension

واژه‌های مرتبط