پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

permissible

مجاز به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مجاز
  • جایز
  • روا

معنی و کاربرد

  1. مجاز

    adjective — صفت
    English meaning

    Allowed or permitted, especially by law or rules.

    چیزی که اجازه یا مجوز دارد

    • Smoking is not permissible here.

      کشیدن سیگار در اینجا مجاز نیست.

    • Is it permissible to park here?

      آیا پارک کردن در اینجا مجاز است؟

    • Only permissible items are allowed.

      تنها اقلام مجاز پذیرفته می شوند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • allowed
  • acceptable
  • lawful

متضادها (انگلیسی)

  • forbidden
  • prohibited

ترکیب‌های رایج

  • permissible level
  • legally permissible
  • permissible limit

یادداشت کاربرد

مجاز متضاد ممنوع است.

واژه‌های مرتبط