پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

permissible

مباح به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مباح
  • مجاز
  • جایز

معنی و کاربرد

  1. مباح

    adjective — صفت
    English meaning

    Allowed or permitted, especially by religious law.

    کاری که منع شرعی ندارد

    • Eating this food is permissible.

      خوردن این غذا مباح است.

    • Such actions are permissible in Islam.

      چنین کارهایی در اسلام مباح است.

    • What is permissible differs by culture.

      آنچه مباح است در فرهنگ‌ها متفاوت است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • allowed
  • lawful
  • legitimate

متضادها (انگلیسی)

  • forbidden
  • forbidden

ترکیب‌های رایج

  • permissible acts
  • lawfully permissible

یادداشت کاربرد

مباح در فقه یعنی کاری که انجام و ترک آن آزاد است.

واژه‌های مرتبط

  • allowed