انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
permission
اجازه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اجازه
- دستور
معنی و کاربرد
اجازه
noun — اسمEnglish meaningThe act of allowing someone to do something.
اجازه دادن به کسی
You need permission to enter.
برای ورود به اجازه نیاز داری.
She gave me permission to leave.
او به من اجازه داد که بروم.
شکلهای واژه
- plural
- permissions
هممعنیها (انگلیسی)
- authorization
- consent
- approval
متضادها (انگلیسی)
- prohibition
- refusal
ترکیبهای رایج
- ask for permission
- give permission
- without permission
یادداشت کاربرد
اجازه با فعلهای گرفتن و دادن به کار میرود.
واژههای مرتبط
- allow