انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
philosophy
فلسفه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فلسفه
- فلسفهگری
- حکمت
معنی و کاربرد
فلسفه
noun — اسمEnglish meaningThe study of the fundamental nature of knowledge and reality.
علم و اندیشه
He studied philosophy at university.
او در دانشگاه فلسفه خواند.
Her philosophy of life is simple.
فلسفهٔ زندگی او ساده است.
شکلهای واژه
- plural
- philosophies
هممعنیها (انگلیسی)
- thought
- wisdom
ترکیبهای رایج
- philosophy of life
- moral philosophy
یادداشت کاربرد
فلسفه دانش بررسی بنیادهای هستی، شناخت و ارزشهاست.