پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

photo

عکس به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • عکس
  • تصویر
  • نگاره

معنی و کاربرد

  1. عکس

    noun — اسم
    English meaning

    A picture made with a camera; a photograph.

    تصویر عکاسی‌شده

    • She took a photo of the sunset.

      او از غروب عکس گرفت.

    • We framed our wedding photo.

      عکس عروسی‌مان را قاب کردیم.

    • This photo reminds me of my childhood.

      این عکس مرا به یاد کودکی‌ام می‌اندازد.

شکل‌های واژه

plural
photos

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • photograph
  • picture
  • snapshot

ترکیب‌های رایج

  • take a photo
  • family photo
  • photo album

واژه‌های مرتبط