پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

physical

جسمانی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جسمانی
  • بدنی
  • تنانه

معنی و کاربرد

  1. جسمانی

    adjective — صفت
    English meaning

    Relating to the body rather than the mind; bodily.

    در برابر روحی و ذهنی

    • Physical activity is good for health.

      فعالیت جسمانی برای سلامتی خوب است.

    • He suffered physical pain.

      او درد جسمانی را تحمل کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bodily
  • corporeal

متضادها (انگلیسی)

  • mental
  • spiritual

ترکیب‌های رایج

  • physical health
  • physical punishment

واژه‌های مرتبط