انگلیسیبه فارسیphrasal verb — فعل عبارتی
pick up
برداشتن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برداشتن
- بلند کردن
- جمع کردن
معنی و کاربرد
برداشتن
phrasal verb — فعل عبارتیEnglish meaningTo lift something up from a surface or the ground.
چیزی را از زمین یا جای خود بلند کردن
Please pick up the book from the floor.
لطفا کتاب را از زمین بردار.
He bent down to pick up the coin.
او خم شد تا سکه را بردارد.
She picked up the baby gently.
او کودک را بهآرامی بلند کرد.
سوار کردن
phrasal verb — فعل عبارتیEnglish meaningTo collect someone, especially in a vehicle.
کسی را با وسیلهٔ نقلیه از جایی برداشتن
I will pick you up at eight.
ساعت هشت تو را سوار میکنم.
He picked up his son from school.
او پسرش را از مدرسه برداشت.
شکلهای واژه
- past tense
- picked up
- present participle
- picking up
هممعنیها (انگلیسی)
- lift
- collect
- gather
متضادها (انگلیسی)
- put down
- drop
ترکیبهای رایج
- pick up the phone
- pick up speed
- pick up a language
یادداشت کاربرد
برداشتن در معنای بلند کردن و نیز سوار کردن و یاد گرفتن چیزی به کار میرود.