پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

piecemeal

تکه‌تکه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تکه‌تکه
  • خردشده
  • پراکنده

معنی و کاربرد

  1. تکه‌تکه

    adjective — صفت
    English meaning

    Done or made in separate pieces over time; fragmentary.

    چیزی که به قطعات جدا تقسیم شده

    • The report was done piecemeal.

      گزارش تکه‌تکه تهیه شد.

    • The land was sold piecemeal.

      زمین تکه‌تکه فروخته شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • fragmentary
  • piece by piece
  • bit by bit

متضادها (انگلیسی)

  • whole
  • complete

ترکیب‌های رایج

  • piecemeal approach

واژه‌های مرتبط