انگلیسیبه فارسیadverb — قید
piecemeal
قسمتقسمت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قسمتقسمت
- تکهتکه
معنی و کاربرد
قسمتقسمت
adverb — قیدEnglish meaningIn separate parts or stages over time.
بهصورت تکهتکه و مرحلهمرحله
The work was done piecemeal.
کار قسمتقسمت انجام شد.
He paid the debt piecemeal.
او بدهی را قسمتقسمت پرداخت کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- gradually
- bit by bit
متضادها (انگلیسی)
- all at once
ترکیبهای رایج
- piecemeal approach
یادداشت کاربرد
قسمتقسمت یعنی بهتدریج و در بخشهای جداگانه.