انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
plant
گیاه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گیاه
- گیاهدار
- روییدنی
معنی و کاربرد
گیاه
noun — اسمEnglish meaningA living organism that grows in the ground and typically has leaves, stems, and roots.
موجودی زنده که در خاک میروید
This plant needs plenty of water.
این گیاه به آب فراوان نیاز دارد.
The garden is full of green plants.
باغ پر از گیاهان سبز است.
Some plants flower in spring.
برخی گیاهان در بهار گل میدهند.
شکلهای واژه
- plural
- plants
هممعنیها (انگلیسی)
- vegetation
- flora
- herb
ترکیبهای رایج
- water a plant
- plant species
- medicinal plant
یادداشت کاربرد
گیاه هر روییدنی از علف و درختچه تا درخت را دربر میگیرد.