پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

playful

بازیگوش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بازیگوش
  • شوخ
  • بازی‌دوست

معنی و کاربرد

  1. بازیگوش

    adjective — صفت
    English meaning

    Fond of games and amusement; lively and light-hearted.

    اهل بازی و شوخی

    • The puppy is very playful.

      توله‌سگ بسیار بازیگوش است.

    • She gave a playful smile.

      او لبخندی بازیگوشانه زد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • frisky
  • mischievous
  • sportive

متضادها (انگلیسی)

  • serious

یادداشت کاربرد

بازیگوش به انسان یا حیوانی گفته می‌شود که اهل بازی و شوخی است.

واژه‌های مرتبط