انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
playful
بازیگوش به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بازیگوش
- شوخ
- بازیدوست
معنی و کاربرد
بازیگوش
adjective — صفتEnglish meaningFond of games and amusement; lively and light-hearted.
اهل بازی و شوخی
The puppy is very playful.
تولهسگ بسیار بازیگوش است.
She gave a playful smile.
او لبخندی بازیگوشانه زد.
هممعنیها (انگلیسی)
- frisky
- mischievous
- sportive
متضادها (انگلیسی)
- serious
یادداشت کاربرد
بازیگوش به انسان یا حیوانی گفته میشود که اهل بازی و شوخی است.