پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

pledge

عهد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • عهد
  • پیمان
  • قول

معنی و کاربرد

  1. عهد

    noun — اسم
    English meaning

    A serious promise or agreement to do something.

    قول و پیمان جدی

    • He made a pledge to help the poor.

      او عهد کرد به نیازمندان کمک کند.

    • They kept their pledge to each other.

      آن‌ها به عهد خود با یکدیگر وفادار ماندند.

    • The government broke its pledge.

      دولت عهد خود را شکست.

  2. عهد

    noun — اسم
    English meaning

    A period of time in history associated with a particular ruler or era.

    دورهٔ تاریخی

    • Many poets lived in that era.

      شاعران بسیاری در آن عهد زندگی می‌کردند.

    • The city flourished in the king's era.

      شهر در عهد آن پادشاه شکوفا شد.

شکل‌های واژه

plural
pledges

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • promise
  • vow
  • covenant

ترکیب‌های رایج

  • make a pledge
  • break a pledge
  • keep a pledge

یادداشت کاربرد

عهد هم به معنای پیمان و قول است و هم به معنای دوره و زمانه.

واژه‌های مرتبط