پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

pledge

گرو به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گرو
  • وثیقه

معنی و کاربرد

  1. گرو

    noun — اسم
    English meaning

    Something given as security for a debt; a pawn.

    چیزی که در برابر بدهی به امانت گذاشته می‌شود

    • He left his watch as a pledge.

      او ساعتش را به گرو گذاشت.

    • The land was held in pledge.

      زمین به گرو نگه داشته شد.

شکل‌های واژه

plural
pledges

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • security
  • collateral

ترکیب‌های رایج

  • in pledge
  • put in pledge

یادداشت کاربرد

گرو یعنی چیزی که در برابر بدهی به امانت گذاشته می‌شود.

واژه‌های مرتبط