انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
pledge
گرو به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گرو
- وثیقه
معنی و کاربرد
گرو
noun — اسمEnglish meaningSomething given as security for a debt; a pawn.
چیزی که در برابر بدهی به امانت گذاشته میشود
He left his watch as a pledge.
او ساعتش را به گرو گذاشت.
The land was held in pledge.
زمین به گرو نگه داشته شد.
شکلهای واژه
- plural
- pledges
هممعنیها (انگلیسی)
- security
- collateral
ترکیبهای رایج
- in pledge
- put in pledge
یادداشت کاربرد
گرو یعنی چیزی که در برابر بدهی به امانت گذاشته میشود.