پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

poisonous

سمی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سمی
  • زهرآگین
  • زهرآلود

معنی و کاربرد

  1. سمی

    adjective — صفت
    English meaning

    Containing or producing poison; able to cause death or illness.

    دارای زهر و کشنده

    • This mushroom is poisonous.

      این قارچ سمی است.

    • A poisonous snake bit him.

      ماری سمی او را نیش زد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • toxic
  • venomous
  • harmful

متضادها (انگلیسی)

  • harmless
  • nontoxic

ترکیب‌های رایج

  • poisonous gas
  • poisonous plant

یادداشت کاربرد

سمی در برابر «تدارویی» یا بی‌خطر به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط