پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

polished

صیقلی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • صیقلی
  • جلا داده‌شده
  • براق
  • صیقل‌خورده

معنی و کاربرد

  1. صیقلی

    adjective — صفت
    English meaning

    smooth and shiny as a result of rubbing or polishing

    • The polished floor reflected the light.

      کف صیقلی نور را بازمی‌تاباند.

    • He wore polished shoes.

      او کفش‌های صیقلی پوشیده بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • shiny
  • burnished
  • glossy

متضادها (انگلیسی)

  • dull
  • rough
  • matte

ترکیب‌های رایج

  • polished surface
  • polished stone

واژه‌های مرتبط

  • براق
  • جلا