پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

politeness

ادب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ادب
  • نزاکت
  • خوش‌رفتاری

معنی و کاربرد

  1. ادب

    noun — اسم
    English meaning

    Behavior that is respectful and considerate of other people.

    خوش‌رفتاری و نزاکت

    • He treated his guests with politeness.

      او با مهمانانش با ادب رفتار کرد.

    • Politeness costs nothing.

      ادب هیچ هزینه‌ای ندارد.

    • She spoke with great politeness.

      او با ادب فراوان سخن گفت.

  2. ادب (مطالعات ادبی)

    noun — اسم
    English meaning

    Literature or literary culture as a field of study.

    ادبیات

    • He teaches Persian literature.

      او ادبیات فارسی تدریس می‌کند.

    • She studied the classics of literature.

      او آثار کلاسیک ادب را مطالعه کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • courtesy
  • manners
  • civility

متضادها (انگلیسی)

  • rudeness
  • impoliteness

ترکیب‌های رایج

  • good manners
  • show politeness

یادداشت کاربرد

ادب در فارسی هم به خوش‌رفتاری و هم به ادبیات گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط