انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
portraiture
چهرهنگاری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- چهرهنگاری
- پرترهسازی
معنی و کاربرد
چهرهنگاری
noun — اسمEnglish meaningThe art of making portraits; the depiction of faces.
هنر تجسمی
He studied portraiture in Italy.
او در ایتالیا چهرهنگاری خواند.
Portraiture flourished in that era.
چهرهنگاری در آن دوره رونق گرفت.
هممعنیها (انگلیسی)
- portrait painting
ترکیبهای رایج
- fine portraiture
واژههای مرتبط
- پرتره
- portrait