پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

possible

ممکن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ممکن
  • امکان پذیر
  • شدنی

معنی و کاربرد

  1. ممکن

    adjective — صفت
    English meaning

    Able to be done, achieved, or present; within the limits of what can happen.

    چیزی که می توان انجام داد یا رخ داد

    • Is it possible to finish today?

      آیا ممکن است امروز تمام شود؟

    • Anything is possible if you work hard.

      اگر سخت تلاش کنی هر چیزی ممکن است.

    • It is possible that he forgot.

      ممکن است او فراموش کرده باشد.

شکل‌های واژه

comparative
more possible

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • feasible
  • achievable
  • conceivable

متضادها (انگلیسی)

  • impossible
  • unthinkable

ترکیب‌های رایج

  • as soon as possible
  • if possible
  • quite possible

واژه‌های مرتبط