انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
powder
پودر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پودر
- گرد
معنی و کاربرد
پودر
noun — اسمEnglish meaningFine dry particles produced by grinding a solid.
ذرات ریز و خشک حاصل از ساییدن ماده
She added powder to the milk.
او به شیر پودر افزود.
The powder dissolved quickly.
پودر بهسرعت حل شد.
شکلهای واژه
- plural
- powders
هممعنیها (انگلیسی)
- dust
- granules
ترکیبهای رایج
- milk powder
- washing powder
یادداشت کاربرد
پودر مادهای آردیشکل و نرم است.