انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
powerful
قدرتمند به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قدرتمند
- توانا
- زورمند
معنی و کاربرد
قدرتمند
adjective — صفتEnglish meaningHaving great strength, influence, or control.
دارای نیرو یا نفوذ بسیار
He is a powerful leader.
او رهبری قدرتمند است.
The engine is small but powerful.
موتور کوچک اما قدرتمند است.
هممعنیها (انگلیسی)
- strong
- mighty
- potent
متضادها (انگلیسی)
- weak
- powerless
ترکیبهای رایج
- a powerful leader
- powerful engine
واژههای مرتبط
- strong
- mighty