پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

practical

عملی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • عملی
  • کاربردی
  • انجام‌شدنی

معنی و کاربرد

  1. عملی

    adjective — صفت
    English meaning

    Concerned with actual use or action rather than theory.

    مربوط به عمل و کاربرد

    • We need a practical solution.

      ما به راه‌حلی عملی نیاز داریم.

    • She has a lot of practical experience.

      او تجربه عملی زیادی دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pragmatic
  • realistic
  • useful

متضادها (انگلیسی)

  • theoretical
  • impractical