پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

precise

مضبوط به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مضبوط
  • دقیق
  • منظم

معنی و کاربرد

  1. مضبوط

    adjective — صفت
    English meaning

    Exact and carefully controlled; accurate and orderly.

    دقیق و منظم

    • The account was precise and clear.

      حساب مضبوط و روشن بود.

    • He kept precise records.

      او سوابق مضبوطی نگه می‌داشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • exact
  • accurate
  • orderly

متضادها (انگلیسی)

  • vague

واژه‌های مرتبط

  • دقیق