انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
presidency
ریاست به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ریاست
- سرکردگی
- مدیریت
معنی و کاربرد
ریاست
noun — اسمEnglish meaningThe office or position of president or head.
مقام سرپرستی یک سازمان
He was elected to the presidency.
او به ریاست برگزیده شد.
She holds the presidency of the club.
ریاست باشگاه را بر عهده دارد.
The presidency lasts four years.
دورهٔ ریاست چهار سال است.
هممعنیها (انگلیسی)
- leadership
- chairmanship
ترکیبهای رایج
- under the presidency
واژههای مرتبط
- president