انگلیسیبه فارسیverb — فعل
pretend
وانمود به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- وانمود
- تظاهر
معنی و کاربرد
وانمود
verb — فعلEnglish meaningTo behave as if something is true when it is not; to feign.
تظاهر کردن به چیزی
He pretended not to hear.
او وانمود کرد که نشنیده است.
She pretended to be calm.
او وانمود کرد که آرام است.
شکلهای واژه
- third-person singular
- pretends
- present participle
- pretending
- past tense
- pretended
هممعنیها (انگلیسی)
- feign
- simulate
- affect
ترکیبهای رایج
- pretend to be
یادداشت کاربرد
در فارسی بیشتر بهصورت «وانمود کردن» به کار میرود.
واژههای مرتبط
- feign