پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

pretend

وانمود به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • وانمود
  • تظاهر

معنی و کاربرد

  1. وانمود

    verb — فعل
    English meaning

    To behave as if something is true when it is not; to feign.

    تظاهر کردن به چیزی

    • He pretended not to hear.

      او وانمود کرد که نشنیده است.

    • She pretended to be calm.

      او وانمود کرد که آرام است.

شکل‌های واژه

third-person singular
pretends
present participle
pretending
past tense
pretended

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • feign
  • simulate
  • affect

ترکیب‌های رایج

  • pretend to be

یادداشت کاربرد

در فارسی بیشتر به‌صورت «وانمود کردن» به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط

  • feign