پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

prevention

ممانعت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ممانعت
  • جلوگیری
  • بازداشتن

معنی و کاربرد

  1. ممانعت

    noun — اسم
    English meaning

    The act of stopping something from happening or hindering someone.

    جلوگیری کردن

    • The police prevented the fight.

      پلیس از درگیری ممانعت کرد.

    • Prevention is better than cure.

      جلوگیری بهتر از درمان است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • prevention
  • hindrance
  • obstruction

متضادها (انگلیسی)

  • assistance
  • permission

ترکیب‌های رایج

  • prevent a crime
  • prevent an accident

یادداشت کاربرد

ممانعت معمولا به جلوگیری از کاری یا بازداشتن کسی اشاره دارد.

واژه‌های مرتبط

  • prevent
  • hinder