انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
prevention
ممانعت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ممانعت
- جلوگیری
- بازداشتن
معنی و کاربرد
ممانعت
noun — اسمEnglish meaningThe act of stopping something from happening or hindering someone.
جلوگیری کردن
The police prevented the fight.
پلیس از درگیری ممانعت کرد.
Prevention is better than cure.
جلوگیری بهتر از درمان است.
هممعنیها (انگلیسی)
- prevention
- hindrance
- obstruction
متضادها (انگلیسی)
- assistance
- permission
ترکیبهای رایج
- prevent a crime
- prevent an accident
یادداشت کاربرد
ممانعت معمولا به جلوگیری از کاری یا بازداشتن کسی اشاره دارد.
واژههای مرتبط
- prevent
- hinder