انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
price
قیمت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- قیمت
- بها
- نرخ
معنی و کاربرد
قیمت
noun — اسمEnglish meaningThe amount of money expected, required, or given in payment for something.
مبلغی که برای کالا پرداخت میشود
What is the price of this book?
قیمت این کتاب چقدر است؟
Prices have risen sharply.
قیمتها بهشدت بالا رفتهاند.
They sold it at a low price.
آن را به قیمت پایین فروختند.
بها
noun — اسمEnglish meaningThe cost or sacrifice required to achieve something.
هزینهٔ معنوی یا زیان کاری
Freedom has a price.
آزادی بهایی دارد.
He paid a heavy price for success.
او بهای سنگینی برای موفقیت پرداخت.
شکلهای واژه
- plural
- prices
هممعنیها (انگلیسی)
- cost
- charge
- rate
ترکیبهای رایج
- at a price
- price tag
- market price
یادداشت کاربرد
قیمت هم به معنای بهای کالا و هم هزینهٔ دستیابی به چیزی است.