انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
primitive
بدوی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بدوی
- ابتدایی
- اولیه
معنی و کاربرد
بدوی
adjective — صفتEnglish meaningRelating to an early stage of development; simple or basic.
ابتدایی و مربوط به مرحلهٔ نخستین
They studied primitive tribes.
آنها به مطالعهٔ قبایل بدوی پرداختند.
The tools were very primitive.
ابزارها بسیار ابتدایی بودند.
He lived in primitive conditions.
او در شرایطی ابتدایی زندگی میکرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- early
- basic
- rudimentary
متضادها (انگلیسی)
- modern
- advanced
ترکیبهای رایج
- primitive society
- primitive tools
یادداشت کاربرد
بدوی به مردم صحرانشین و به هر چیز ابتدایی گفته میشود.