پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

primitive

بدوی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بدوی
  • ابتدایی
  • اولیه

معنی و کاربرد

  1. بدوی

    adjective — صفت
    English meaning

    Relating to an early stage of development; simple or basic.

    ابتدایی و مربوط به مرحلهٔ نخستین

    • They studied primitive tribes.

      آن‌ها به مطالعهٔ قبایل بدوی پرداختند.

    • The tools were very primitive.

      ابزارها بسیار ابتدایی بودند.

    • He lived in primitive conditions.

      او در شرایطی ابتدایی زندگی می‌کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • early
  • basic
  • rudimentary

متضادها (انگلیسی)

  • modern
  • advanced

ترکیب‌های رایج

  • primitive society
  • primitive tools

یادداشت کاربرد

بدوی به مردم صحرانشین و به هر چیز ابتدایی گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط