انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
چاپ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- چاپ
- چاپ کردن
- طبع
معنی و کاربرد
چاپ
noun — اسمEnglish meaningThe process of producing text or images on paper; an edition.
چاپ کردن نوشته یا تصویر
The book is ready for print.
کتاب آمادهٔ چاپ است.
This is the first print.
این نخستین چاپ است.
The print was clear and fine.
چاپ روشن و مرغوب بود.
شکلهای واژه
- plural
- prints
هممعنیها (انگلیسی)
- printing
- edition
ترکیبهای رایج
- print run
یادداشت کاربرد
چاپ هم اسم است و هم بن فعل، مانند «چاپ کردن».
واژههای مرتبط
- publish