پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

prison

زندان به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • زندان
  • حبس
  • بند

معنی و کاربرد

  1. زندان

    noun — اسم
    English meaning

    A building in which people are held as punishment for crimes.

    جای نگهداری زندانیان

    • He spent two years in prison.

      دو سال در زندان بود.

    • The prison was heavily guarded.

      زندان به‌شدت محافظت می‌شد.

    • They escaped from prison.

      از زندان گریختند.

شکل‌های واژه

plural
prisons

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • jail
  • penitentiary

ترکیب‌های رایج

  • go to prison

واژه‌های مرتبط

  • jail