انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
prison
محبس به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- محبس
- زندان
- حبس
معنی و کاربرد
محبس
noun — اسمEnglish meaningA building where people are kept as punishment for crimes.
جای نگهداری زندانیان
He was sent to prison for theft.
او بهسبب دزدی به زندان فرستاده شد.
The prison was old and crowded.
محبس کهنه و پرجمعیت بود.
شکلهای واژه
- plural
- prisons
هممعنیها (انگلیسی)
- jail
- penitentiary
- lockup
متضادها (انگلیسی)
- freedom
ترکیبهای رایج
- in prison
- send to prison
یادداشت کاربرد
محبس واژهای ادبی و کهن به معنی زندان است.
واژههای مرتبط
- jail
- dungeon