پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

problem

مسئله به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مسئله
  • مشکل
  • دشواری

معنی و کاربرد

  1. مسئله

    noun — اسم
    English meaning

    A matter or situation regarded as harmful and needing to be dealt with and overcome.

    موقعیتی دشوار که باید حل شود

    • We must solve this problem quickly.

      باید این مسئله را به‌سرعت حل کنیم.

    • Money is not the only problem.

      پول تنها مسئله نیست.

    • The problem has no simple answer.

      این مسئله پاسخ ساده‌ای ندارد.

شکل‌های واژه

plural
problems

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • issue
  • difficulty
  • trouble

متضادها (انگلیسی)

  • solution

ترکیب‌های رایج

  • solve a problem
  • serious problem
  • main problem

یادداشت کاربرد

مسئله هم به معنای پرسش و موضوع علمی است و هم به معنای مشکل و دشواری.