انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
problem
مسئله به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مسئله
- مشکل
- دشواری
معنی و کاربرد
مسئله
noun — اسمEnglish meaningA matter or situation regarded as harmful and needing to be dealt with and overcome.
موقعیتی دشوار که باید حل شود
We must solve this problem quickly.
باید این مسئله را بهسرعت حل کنیم.
Money is not the only problem.
پول تنها مسئله نیست.
The problem has no simple answer.
این مسئله پاسخ سادهای ندارد.
شکلهای واژه
- plural
- problems
هممعنیها (انگلیسی)
- issue
- difficulty
- trouble
متضادها (انگلیسی)
- solution
ترکیبهای رایج
- solve a problem
- serious problem
- main problem
یادداشت کاربرد
مسئله هم به معنای پرسش و موضوع علمی است و هم به معنای مشکل و دشواری.