انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
procreation
تناسل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تناسل
معنی و کاربرد
تناسل
noun — اسمEnglish meaningThe production of offspring; reproduction.
زادن و زادآوری
Procreation ensures the survival of the species.
تناسل بقای گونه را تضمین میکند.
The law concerns marriage and procreation.
قانون به ازدواج و تناسل مربوط است.
هممعنیها (انگلیسی)
- reproduction
یادداشت کاربرد
تناسل به معنی زادآوری و تولید نسل است.