پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

prolonged

ممتد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ممتد
  • طولانی
  • کشیده

معنی و کاربرد

  1. ممتد

    adjective — صفت
    English meaning

    Continuing for a long time; extended in duration or space.

    طولانی و کشیده

    • The meeting was prolonged for hours.

      جلسه ساعت‌ها ممتد بود.

    • He suffered a prolonged illness.

      او بیماری‌ای ممتد را تحمل کرد.

شکل‌های واژه

verb
prolong

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • extended
  • lengthy
  • protracted

متضادها (انگلیسی)

  • brief
  • short

ترکیب‌های رایج

  • prolonged period
  • prolonged absence

واژه‌های مرتبط

  • extend