انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
prominent
بارز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بارز
- آشکار
- برجسته
معنی و کاربرد
بارز
adjective — صفتEnglish meaningEasily seen or noticed; clearly apparent.
روشن و آشکار برای همه
There is a prominent mark on the wall.
نشانهای بارز روی دیوار است.
His talent is prominent.
استعداد او بارز است.
برجسته
adjective — صفتEnglish meaningImportant, famous, or standing out among others.
شاخص و نامدار میان دیگران
She is a prominent scientist.
او دانشمندی برجسته است.
He held a prominent position.
او مقامی برجسته داشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- noticeable
- conspicuous
- eminent
متضادها (انگلیسی)
- obscure
- inconspicuous
ترکیبهای رایج
- prominent role
- prominent figure
یادداشت کاربرد
بارز هم به معنای آشکار و پیدا و هم به معنای برجسته و شاخص است.