پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

prominent

بارز به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بارز
  • آشکار
  • برجسته

معنی و کاربرد

  1. بارز

    adjective — صفت
    English meaning

    Easily seen or noticed; clearly apparent.

    روشن و آشکار برای همه

    • There is a prominent mark on the wall.

      نشانه‌ای بارز روی دیوار است.

    • His talent is prominent.

      استعداد او بارز است.

  2. برجسته

    adjective — صفت
    English meaning

    Important, famous, or standing out among others.

    شاخص و نامدار میان دیگران

    • She is a prominent scientist.

      او دانشمندی برجسته است.

    • He held a prominent position.

      او مقامی برجسته داشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • noticeable
  • conspicuous
  • eminent

متضادها (انگلیسی)

  • obscure
  • inconspicuous

ترکیب‌های رایج

  • prominent role
  • prominent figure

یادداشت کاربرد

بارز هم به معنای آشکار و پیدا و هم به معنای برجسته و شاخص است.

واژه‌های مرتبط