پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

promiscuity

هرزگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • هرزگی
  • بی‌بندوباری
  • فساد

معنی و کاربرد

  1. هرزگی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of having many casual sexual relationships.

    حالت روابط جنسی بی‌بندوبار

    • The novel was criticized for its promiscuity.

      رمان به‌خاطر هرزگی‌اش نقد شد.

    • They warned against promiscuity.

      آن‌ها از بی‌بندوباری هشدار دادند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • licentiousness
  • dissoluteness

متضادها (انگلیسی)

  • chastity

ترکیب‌های رایج

  • sexual promiscuity

واژه‌های مرتبط