انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
promiscuity
هرزگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- هرزگی
- بیبندوباری
- فساد
معنی و کاربرد
هرزگی
noun — اسمEnglish meaningThe state of having many casual sexual relationships.
حالت روابط جنسی بیبندوبار
The novel was criticized for its promiscuity.
رمان بهخاطر هرزگیاش نقد شد.
They warned against promiscuity.
آنها از بیبندوباری هشدار دادند.
هممعنیها (انگلیسی)
- licentiousness
- dissoluteness
متضادها (انگلیسی)
- chastity
ترکیبهای رایج
- sexual promiscuity