پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

promise-breaker

پیمان‌شکن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پیمان‌شکن
  • عهدشکن
  • بدقول
  • بی‌وفا

معنی و کاربرد

  1. پیمان‌شکن

    noun — اسم
    English meaning

    A person who fails to keep a promise or agreement.

    در بدقولی و بی‌وفایی

    • No one trusts a promise-breaker.

      هیچ‌کس به پیمان‌شکن اعتماد نمی‌کند.

    • He was branded a promise-breaker.

      او به پیمان‌شکنی انگ زده شد.

  2. پیمان‌شکن

    noun — اسم
    English meaning

    Someone who violates a treaty or formal pledge.

    در معنای عهدشکن در پیمان‌ها

    • The promise-breaker nation faced sanctions.

      ملت پیمان‌شکن با تحریم روبه‌رو شد.

    • History condemns the promise-breaker.

      تاریخ پیمان‌شکن را محکوم می‌کند.

شکل‌های واژه

plural
promise-breakers

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • oath-breaker
  • traitorous

متضادها (انگلیسی)

  • faithful
  • loyal

ترکیب‌های رایج

  • known promise-breaker
  • promise-breaker nation

واژه‌های مرتبط