انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
property
ملک به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ملک
- املاک
- دارایی
معنی و کاربرد
ملک
noun — اسمEnglish meaningA thing or things owned; real estate or land.
دارایی و املاک
He owns a large property in the city.
او ملک بزرگی در شهر دارد.
This property is for sale.
این ملک برای فروش است.
شکلهای واژه
- plural
- properties
هممعنیها (انگلیسی)
- estate
- asset
- possession
ترکیبهای رایج
- real property
- private property
- property tax
یادداشت کاربرد
ملک در فارسی هم به معنای دارایی و املاک و هم به معنای فرمانروا (سلطان) است.
واژههای مرتبط
- estate
- asset