انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
property
اموال به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اموال
- دارایی
- مایملک
معنی و کاربرد
اموال
noun — اسمEnglish meaningThings owned; possessions or assets.
چیزهای متعلق به کسی؛ دارایی
The stolen property was returned.
اموال دزدیدهشده بازگردانده شد.
He protected his property.
او از اموال خود محافظت کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- possessions
- assets
- belongings
متضادها (انگلیسی)
- debts
ترکیبهای رایج
- personal property
- stolen property
واژههای مرتبط
- ownership
- asset