انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
prostitute
فاحشه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فاحشه
- روسپی
معنی و کاربرد
فاحشه
noun — اسمEnglish meaningA person, typically a woman, who engages in sexual activity for payment.
زنی که در ازای پول تنفروشی میکند
The police rescued the prostitute from the traffickers.
پلیس فاحشه را از دست قاچاقچیان نجات داد.
She was forced to work as a prostitute.
او مجبور شد بهعنوان فاحشه کار کند.
The novel describes the life of a prostitute.
رمان زندگی یک فاحشه را توصیف میکند.
شکلهای واژه
- plural
- prostitutes
هممعنیها (انگلیسی)
- sex worker
- harlot
- call girl
ترکیبهای رایج
- street prostitute
- former prostitute
یادداشت کاربرد
واژهای رسمی و تحقیرآمیز است؛ امروزه «روسپی» یا «کارگر جنسی» کاربرد محترمانهتری دارد.