انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
protection
حفاظت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- حفاظت
- محافظت
- نگهداری
معنی و کاربرد
حفاظت
noun — اسمEnglish meaningThe act of keeping someone or something safe from harm.
نگهداشتن از آسیب و خطر
The law offers protection to workers.
قانون به کارگران حفاظت ارائه میدهد.
They built a wall for protection.
آنها دیواری برای حفاظت ساختند.
The animals need protection from hunters.
حیوانات به حفاظت از شکارچیان نیاز دارند.
هممعنیها (انگلیسی)
- defense
- safeguard
- security
متضادها (انگلیسی)
- exposure
- neglect
ترکیبهای رایج
- environmental protection
- under protection
- protection of
یادداشت کاربرد
حفاظت به نگهداری و پاسداری از کسی یا چیزی در برابر خطر اشاره دارد.