انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
protruding
برآمده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برآمده
- برجسته
- جسته
معنی و کاربرد
برآمده
adjective — صفتEnglish meaningSticking out from a surface; bulging.
شکل ظاهری
He had protruding ears.
او گوشهای برآمده داشت.
The protruding rock blocked the path.
سنگ برآمده راه را بست.
هممعنیها (انگلیسی)
- bulging
- prominent
- projecting
متضادها (انگلیسی)
- sunken
- receding
ترکیبهای رایج
- protruding eyes
یادداشت کاربرد
برآمده یعنی بیرونآمده از سطح.
واژههای مرتبط
- bulging