پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

protruding

برآمده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برآمده
  • برجسته
  • جسته

معنی و کاربرد

  1. برآمده

    adjective — صفت
    English meaning

    Sticking out from a surface; bulging.

    شکل ظاهری

    • He had protruding ears.

      او گوش‌های برآمده داشت.

    • The protruding rock blocked the path.

      سنگ برآمده راه را بست.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bulging
  • prominent
  • projecting

متضادها (انگلیسی)

  • sunken
  • receding

ترکیب‌های رایج

  • protruding eyes

یادداشت کاربرد

برآمده یعنی بیرون‌آمده از سطح.

واژه‌های مرتبط

  • bulging