پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

protrusion

برآمدگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برآمدگی
  • برجستگی
  • بیرون‌زدگی

معنی و کاربرد

  1. برآمدگی

    noun — اسم
    English meaning

    Something that sticks out from a surface, or the state of bulging outward.

    چیزی که از سطح بیرون زده است

    • There is a small protrusion on the wall.

      برآمدگی کوچکی روی دیوار هست.

    • The doctor examined the protrusion on his back.

      پزشک برآمدگی روی پشت او را بررسی کرد.

    • The rock has a sharp protrusion.

      سنگ برآمدگی تیزی دارد.

شکل‌های واژه

plural
protrusions

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • bulge
  • bump
  • lump

متضادها (انگلیسی)

  • indentation

ترکیب‌های رایج

  • a slight protrusion
  • bony protrusion

یادداشت کاربرد

برآمدگی هر بخشی است که از سطح اطراف خود بیرون زده باشد.

واژه‌های مرتبط

  • bulge