انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
protrusion
برآمدگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برآمدگی
- برجستگی
- بیرونزدگی
معنی و کاربرد
برآمدگی
noun — اسمEnglish meaningSomething that sticks out from a surface, or the state of bulging outward.
چیزی که از سطح بیرون زده است
There is a small protrusion on the wall.
برآمدگی کوچکی روی دیوار هست.
The doctor examined the protrusion on his back.
پزشک برآمدگی روی پشت او را بررسی کرد.
The rock has a sharp protrusion.
سنگ برآمدگی تیزی دارد.
شکلهای واژه
- plural
- protrusions
هممعنیها (انگلیسی)
- bulge
- bump
- lump
متضادها (انگلیسی)
- indentation
ترکیبهای رایج
- a slight protrusion
- bony protrusion
یادداشت کاربرد
برآمدگی هر بخشی است که از سطح اطراف خود بیرون زده باشد.
واژههای مرتبط
- bulge